کد خبر 100016
۱۴ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

پیامِ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بمناسبت 12 بهمن در سال 1360

پیامِ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بمناسبت 12 بهمن در سال 1360

اما امام مى‌بایست بیاید تا سراسیمگى امپریالیسم جهان‌خوار و عوامل حقیر داخلی‌اش کامل شود. تا دشمن، خوار و بى‌مقدار گردد؛ تا ملت، مصمم‌تر و استوارتر بماند و انقلاب به‌پیش رود.

به گزارش حیات آنچه در زیر می خوانید پیام حضرت آیت الله خامنه ای است در آغاز دهه مبارک فجر در سال 1360:بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم دوازدهم بهمن‌ماه، از روزهاى نادر و بى‌نظیر در تاریخ ملت ماست. روز حرکت سرنوشت‌سازى که در آن همه‌ى فریادهاى ملتى به‌پاخاسته، یکى شد و دریایى از انسان‌ها به حرکت در آمد و به‌صورت موجى یک‌پارچه به‌سوى مقصدى الهى و انسانى روان شد. در دوازدهم بهمن‌ماه 57، جهان شاهد یکى از شگفت‌انگیزترین قیام‌هاى مردمى تاریخ بود. در آن روز، ملتى یک‌پارچه و مصمم، با شعارى واحد، و با قلب و روحى سرشار از عشق و ایمان، مرزهاى خطر را در نوردید و به استقبال مردى شتافت که پس از پانزده‌سال دورى و تبعید، به میان ملتش باز مى‌گشت، تا بر پیکر شهیدانش نماز بگزارد و به‌نام خدا سفینه‌ى نجات خلق را از میان لُجّه‌ى خون به ساحل پیروزى رهنمون شود. مستضعفان جهان، آن روز، هم چون امروز، نگران سرنوشت ملتى بودند که گلوله‌هاى مجهزترین زرادخانه‌هاى جهان به سپر سینه‌ى دلیرترین جوانان خویش مى‌آزمود و سربلند و با افتخار، با خون خویش وضو مى‌ساخت تا نمونه‌ى بى‌نظیر و باشکوهى از اخلاص و ایمان و ایثار در تاریخ انقلاب‌هاى جهان به نمایش بگذارد. در آن روز این ملت، نگران هیچ‌چیز نبود، جز آنکه، آن نجات‌دهنده چگونه به آغوش ملتش بازمى‌گردد و با دژخیمان و ددمنشان چه مى‌کند؟ در آن روزهاى خون و شرف، در آن لحظه‌هاى اخلاص و ارادت، درآن ساعات گل و گلوله؛ چشم‌ها و مشت‌ها، نظاره‌گر آسمان و مفسّر خشم مقدس ملتى به‌پا‌خاسته بود که تنها رهبر خود را مى‌خواست. آنان که خدا را نمى‌شناسند و وعده‌ى الهى را باور ندارند،نه آن روز دانستند که آن مرد چگونه آمد و نه امروز مى‌دانند و نه در آینده خواهند دانست. اما آنان که فریاد دشمن شکن او را در فیضیه شنیده بودند، آنان که گلوله‌ى جلادان در پانزدهم خردادماه سینه‌ى عزیزانشان را دریده بود، آنان که قامت رعناى جوانان وطن را در هفدهم شهریورماه، غرقه به خون دیده بودند، مى‌دانستند که او مى‌آید و مى‌فهمیدند که چرا مى‌آید. «باطل باید برود» و... رفت. حق، «باید بیاید» و... آمد. مصلحت‌جویانى که در دل، به آن «رفتن» خشنود نبودند، این «آمدن» را نیز «غلط» مى‌دانستند. و این اولین تلاش براى به انحراف کشاندن انقلاب اسلامى مردم در آستانه‌ى پیروزى بود. اما امام مى‌بایست بیاید تا سراسیمگى امپریالیسم جهان‌خوار و عوامل حقیر داخلی‌اش کامل شود. تا دشمن، خوار و بى‌مقدار گردد؛ تا ملت، مصمم‌تر و استوارتر بماند و انقلاب به‌پیش رود. و انقلاب چگونه به‌پیش مى‌رفت، اگر در نخستین گام، پاسدارى از خون شهیدان و اداى احترام به آنان فراموش مى‌شد؟ پس امام امت شهیدپرور، نخست به میعادگاه شهیدان رفت تا با آنان که عاشقانه جان بر سر پیمان نهاده بودند، تجدیدعهد و پیمان کند و به همه درس وفادارى به عقیده و آرمان و به یاران جان در این راه باخته، راه بیاموزد. و امروز در سومین سالروز دوازدهم بهمن ماه، در اینجاییم! در بهشت زهرا! در میان شهیدان. در میان زنانى که چادرشان، کفن‌شان شد. و در میان جوانانى که خاک سرد، حجله‌ى عروسى‌شان. پس، یک بار دیگر، خون این شهیدان را گواه مى‌گیریم و در برابر مزارشان پیمان مى‌بندیم که تا حاکمیت اللَّه و تا استقرار کامل حکومت اسلامى، مبارزه را ادامه خواهیم داد. که کار ما نه با شکست دشمن، که با پیروزى کامل اسلام، پایان مى‌پذیرد. «و نرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین» سید على خامنه‌اى رئیس جمهورى اسلامى ایران 1360/11/11   مأخذ: کتاب «پیام»، ناشر: سازمان مدارک فرهنگى انقلاب اسلامى، چاپ اول: اردیبهشت ماه 1364، ص 53 - 54.

برچسب‌ها